میوه هایی به شکل بودا و حقانیت تشیّع در داستانی قدیمی تر

میوه هایی به شکل بودا و حقانیت تشیّع در داستانی قدیمی تر

میوه هایی به شکل بودا در تایلند و حقانیت تشیع در داستانی قدیمی تر

شاید داستانها و تصویر زیادی از میوه هایی شبیه به هیکل بودا در شبکه ها و یا اینترنت دیده باشید که در کشورهای بودایی جهت درآمدزایی و تبلیغ بودا و دین های خرافه تولید شده بود که ضمن تشویق به مسافرت و جلب توریست و همچنین فروش بیشتر محصولات و البته تبلیغ آیین بودا این میوه های با روش قالب سازی تولید می شدند که جهت اطلاعات بیشتر نظر شمار ا به متن زیر از وب سایت رهپویان جلب می کنیم/ هر چند لازم به ذکر است که این موضوع ماجرای مشابه قدیمی تری نیز دارد که بعد از متن سایت رهپویان مشاهده خواهید نمود و توسز سایت آگهیش دات کام تهیه شده است:

پشت پرده درختی که میوه دختر می‌دهد

به گزارش رهیافتگان (پایگاه جامع مبلغین و تازه مسلمانان )

رهیافتگان : جناب دکتر الشریف به تازگی در فضای مجازی خصوصا در واتساپ و وایبر تصاویری منتشر و پخش شده است و در آن ادعا شده درختی در تایلند وجود دارد که میوه‌ای شبیه به دختر از این درخت به عمل می‌آید، و دولت تایلند خروج میوه این درخت را از تایلند ممنوع کرده، لطفا درباره این شایعه بیشتر برای‌مان بگویید؟

بله متاسفانه؛ البته این ماجرا مربوط است سال ها قبل است و حالا دیگر تمام شده و حرفی از آن در تایلند زده نمی‌شود من تعجب کردم وقتی اخیرا تصاویر این درخت را با آن توضیحات عجیب در فضای مجازی دیدم. ماجرا این است که در یکی از روستاهای شهر«پیچ بون» در شمال تایلند، می‌گفتند آنجا درختی روییده که میوه‌اش شبیه دختر است‌ به زبان محلی به آن «ناری پون» می گویند یعنی دختر، همین مسئله باعث شد تا خیلی از مردم بروند برای دیدن این درخت به آن منطقه

رهیافتگان : این ماجرا صحت دارد؟

از این دست دغل‌بازی‌ها و حقه‌بازی‌ها در تایلند زیاد است، عده‌ای سودجو و فرصت‌طلب به هر طریقی می‌خواهند مردم را فریب بدهند. این درخت هم یکی از چنین موارد است که میوه‌هایش در هنگام رشد به وسیله قالب‌گیری به این شکل شده‌اند؛‌ عده‌ای می‌گفتند میوه‌هایش مصنوعی و ساختگی است که به درخت چسبانده‌اند البته فقط تصاویری از درخت و میوه‌هایش پخش شد که تنها همانجا می‌باشد و جای دیگری از این درخت دیده نشده است.

 

رهیافتگان : این کارها توسط چه کسانی انجام می‌شود؟

در تایلند بودایی‌‌ها زیاد هستند و آیین بودا رواج دارد؛ برای همین عده‌ای از روحانیون بودایی برای سوءاستفاده از مردم شیادی می‌کنند و با چنین کارهایی می‌خواهند هم خود را مطرح کرده باشند و هم پولی به جیب بزنند اما بسیاری از روحانیون بودایی‌ها هم نسبت به چنین کارهایی انتقاد دارند و مخالف هستند.

از این‌گونه اتفاقات در تایلند زیاد است که همه به دلیل جهل و بی‌اطلاعی مردم رونق گرفته است

تصاویر بیشتر در این رایطه و از کشور تایلند و بودایی ها:

 

 

محمد ابن عیسی بحرینی

و اما داستان بسیار جالب که در بحرین اتفاق افتاده و در کتاب بحارالانوار حضرت مجلسی اصفهانی نیز درج شده است

در زمانی که بحرین در اختیار فرنگیان و اجانب بود، بنا به دلایلی سیاسی و غیره یکی از اهالی همان دیار را به حکومت گذاشته و وزیری هم برای وی تعیین نمودند که این دو بی نهایت بر علیه شیعه بودند و البته وزیر نیز بسیار بیشتر کینه شیعیان را در دل داشت و از هر ترفندی برای نابودی و اذیت و آزار شیعیان استفاده می نمود.

روزی وزیر به نزد والی آمد و اناری را به والی نشان داد که بروی آن نوشته شده بود:

لااله الا الله  محمد رسول الله ابوبکر عمر عثمان و علی خلفاء رسول الله

والی وقتی  بدقت بر انار نگاه کرد متوجه شد که این نوشته ها کاملا از پوست انار می باشد و بسیار طبیعی بروی انار رشد کرده است و بسیار متحیر گشت.  لذا به وزیر گفت که این دلیلی بر حقانیت ما می باشد و دلیلی بر بطلان مذهب رافضی ها( شیعیان) و از وزیر نظر او را خواست که وزیر گفت این مردم بسیار متعصب هستند و منکر دلایل خواهند بود و بهتر است آنها را جمع نموده و از آنها بخواهی که با توجه به این دلیل واضح؛به مذهب ما درآیند و از پاداش های زیاد بهرمند شوند و اگر قبول نکردند ۳ راه در پیش روی آنها قرار دهی/ یا مانند نصاری و یهود جزیه بدهند و خار و ذلیل زندگی کنند / یا دلیلی برای این برهان و حقانیت تسنن بیاورند /و یا شوهرانشان کشته و اموالشان به غنیمت گرفنه خواهد شد

این خبر پیشنهادی را هم ببینید!  استرس

والی از این نظر بسیار خوشش آمد و فرستاد بدنبال علما و بزرگان شیعه/ وقتی علمای شیعه آن انار را دیدند بسیار ترسیده و لرز بر بدنشان افتاد و نهایتا ۳روز مهلت خواستند که یا جوابی بیاورند و یا اموالشان غصب و یا جزیه بدهند و در نهایت خوار و ذلیل بشوند

علما و بزرگان نهایتا به این نتیجه رسیدند که ۳ نفر از بهترین و عابدترین اهل بحرین را انتخاب نموده و در شب ها به عبادت و ناله و زاری پرداخته و ازامام زمان(عج) طلب یاری نمایند که در دوشب اول دو نفر هیچ نتیجه ای نگرفتند و شب سوم نوبت به محمد ابن عیسی بحرینی شد که او با سر و پای برهنه به دعا و انابه و استغاثه مشغول شد و متوسل به حضرت صاحب الزمان(عج) گردیده که در نهایت در اواخر شب متوجه شد که فردی او را مورد خطاب قرار می دهد که ای محمد ابن عیسی برای چه نگرانی و چرا به اینجا آمده ای که محمد ابن عیسی می گوید من برای امر مهمی اینجا آمده ام و جز برای امام زمانم مطلب را نمی گویم و دوباره شخص خطاب می کند که من امام زمان تو هستم. و عیسی می گوید که اگر تو امام زمان من هستی که باید بدانی مشکل من چیست؟ که در این موقع شخص می گوید بله، تو بخاطر مشکل انار و تهدید آن وزیر و والی به اینجا آمده ای که ناگهان محمد ابن عیسی با شتاب به سوی مولای خود رفته و دست او را بویسیده و از او طلب کمک می نماید/

امام زمان(عج) می فرمایند که این وزیر با تهدید یکی از کسبه ماهر شهر، قالبی ساخته با مطالبی حک شده درون آن قالب و در خانه خود درخت اناری دارد و زمانی که میوه انار  بسیار کوچکتر بوده اند یکی از آن انارها را در این قالب قرارداده و به مرور که انار بزرگ شده است مطالبی که در دوطرف آن قالب حکاکی شده اند بروی آن انار حک شده است/ فردا نزد والی برو و بگو من جواب را دارم و فقط در منزل وزیر جواب را می گویم و سپس در منزل وزیر به سمت فلان اتاق رفته و در دیوار یک کیسه سفید می باشد که قالب درون آن کیسه است و در آن زمان خیانت وزیر مشخص خواهد شد و البته نگذار وزیر زودتر از تو وارد اتاق بشود و هیچگاه وزیر را تنها مگذار و هر چه وزیر اسرار بر عدم حضور شما در اتاق و خانه خود نمود شما قبول نکن و اسرار به حضور و ورود به خانه وزیر داشته باشید

محمد ابن عیسی پس از احترام فراوان از صاحب العصر(عج) به شهر بازگشته و فردای آن روز به نز والی رفته و همه دستورات امام زمان عج را انجام دادند و در نهایت به والی گفتند که ما یک معجزه دیگر نیز داریم و آن این که درون این انار چیزی جر گرد و خاکستر نیست زیرا این انار درون قالب گلی و چوبی بوده لذا کاملا از نور و هوا دور بوده و میوه ای ندارد/

والی بسیار متحیر شده و از محمد ابن عیسی پرسید که این سخنان و مطالب را چه کسی به تو خبر داده است که محمد ابن عیسی  می گوید ما صاحبی داریم که فرزند پیامبر می باشد و نام یکایک ائمه را از امیرالمومنین(ع) تا امام زمان عج می آورد و حقانیت تشیع آنجا بر آن والی محقق می شود . آن والی همانجا ضمن عذرخواهی از مردم بحرین؛ شیعه می شود و آن وزیر ملعون را هم به قتل می رساند

این داستان در بحرین بسیار معروف بوده و مقبره محمد ابن عیسی هم محل زیارت اهل بحرین می باشد.

لعن و نفرین خداوند بر دشمنان تشیع و منکرین غدیر خم و لعن بر شاه ملعون که بحرین را به دشمنان اسلام و تشییع واگذار نمود/

در زیر تصاویر صفحات این داستان در بحارالانوار علامه مجلسی درج شده است برای مطالعه کاملتر / البته زمان چاپ این کتاب حداقل متعلق به ۵۰ سال پیش می باشد

جهت نمایش بزرگتر بروی تصاویر کلیک نمایید

داستان محمد ابن عیسی که امام زمان (عج) را دیده است

داستان محمد ابن عیسی که امام زمان عج را دیده است

داستان محمد ابن عیسی که امام زمان (عج) را دیده است

داستان محمد ابن عیسی که امام زمان (عج) را دیده است

داستان محمد ابن عیسی که امام زمان (عج) را دیده است

داستان محمد ابن عیسی که امام زمان (عج) را دیده است

با ذکر ۳ صلوات  اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم

علامه محمدباقر مجلسی اصفهانی صاحب کتاب بحارالانوار

آگهیش دات کام                          چیست دات کام

 

۱۸ مرداد ۱۳۹۹ / توسط / در

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.