چگونه فرزندانی تربیت کنیم که از نظر بهداشت روانی سالم باشند؟

چگونه فرزندانی تربیت کنیم که از نظر بهداشت روانی سالم باشند؟

چگونه فرزندانی تربیت کنیم که از نظر بهداشت روانی سالم باشند؟

ارتقای بهداشت روانی کودک از جمله وظایف اصلی والدین است. رسیدن به این هدف بستگی به نوع تعامل بین پدر، مادر و فرزندشان دارد. مادر و پدر به عنوان اولین مربیان کودک در الگوی رفتاری فرزندان خود نقش به سزایی دارند. سبک تربیتی آنان می تواند فرزندشان را به فردی هنجار یا ناهنجار، سازگار یا ناسازگار تبدیل کند.

فرزند پروری یکی از لذت بخش ترین و در عین حال یکی از دشوارترین کارهای زندگی است. ممکن است رسانه ها هر روز نظرات متضادی در زمینه تربیت کودک معرفی کنند. از طرفی دوستان و بستگان نیز نظرات خود را دارند. پس عجیب نیست که والدین به راحتی گیج شوند!

پدر و مادرها وظیفه مشترکی دارند و آن، پرورش فرزندانی شاد، سالم، قابل اعتماد، مهربان، اهل همکاری و مسولیت پذیر است. با این وجود شاید رسیدن به این اهداف سخت باشد.

ما هر روز کار می کنیم، نگرانی های مالی داریم، مجبوریم کارهای خانه را هم انجام دهیم، وقت نداریم و از طرفی دوست داریم برای خانواده خود سنگ تمام بگذاریم. اما اجازه دهید خبر خوبی به شما بدهیم و آن این است که با چند کار زیر می توانید از پسِ پدر و مادری کردن بر بیایید.

آشنایی با نحوه رشد و رفتار کودک

آشنایی با راه های برخورد مثبت با رفتار غلط

دلگرمی دادن به فرزند

پیدا کردن راه هایی برای آزادانه گوش دادن و حرف زدن

مهارت پدر و مادری کردن همانند دوچرخه سواری آموختنی است و نیاز به تمرین دارد

در گذشته کسی نمی گفت اگر می خواهید پدر و مادر خوبی باشید باید آموزش ببینید، اما امروزه به شغل فرزندپروری اهمیت بیشتری داده شده چرا که والدین مهم ترین آدم های زندگی کودکان هستند.

همه والدین شیوه خاصی برای ارتباط برقرار کردن با فرزندشان دارند که به آن سبک فرزندپروری گفته می شود. در ادامه هریک از این سبک ها معرفی خواهد شد.

سبک دستوری: در این سبک، پدر و مادر خیلی سخت گیر بوده و بیش از حد قانون وضع می کنند و توقع دارند که بچه ها بی چون و چرا از آن ها تبعیت کنند. برای سر به راه نگه داشتن فرزندشان به پاداش و تنبیه متوسل می شوند. دریافت پاداش برای این دست از کودکان تبدیل به عادت می شود و برای خوب بودن خود مزد می خواهند. در مقابل کودک برای فرار کردن از تنبیه، تن به قوانین سفت و سخت می دهند که می تواند موجب بیزاری او از والدینش شود. این دست از والدین کمترين مهرورزي و محبت را از خود نشان مي‌دهند و به‌ ندرت در رابطه‌اي که منجر به خشنودي و رضايت فرزند شود، شرکت مي‌کنند

سبک سهل گیر: والدین در این سبک، معمولا حد و حدودی برای فرزندشان نمی گذارند و اگر هم بگذارند آن را مدام تغییر می دهند.این آزادی های بی حد و حصر، نه تنها برای والدین و کودک بلکه برای همه مشکل ساز می شود چرا که جامعه حد و حصر دارد! والدین توقع چندانی برای انجام کارهای منزل از کودک ندارند. در مواجهه با بهانه جویی و شکایت فرزندشان از ارایه دلیل و گفت و گو کردن خودداری نموده و تسلیم می شوند، در نتیجه معمولا بچه ها لوس می شوند. کودکان در آموختن مسولیت پذیری با مشکل مواجه می شوند و یاد نمی گیرند به احساسات و حقوق دیگران توجه کنند

سبک مقتدرانه: والدینی که از این شیوه استفاده می کنند، در عین حال که کودکان را محدود می کنند، به آن ها در چهاچوب محدودیت ها حق انتخاب می دهند. آن ها فرزندشان را تشویق می کنند که برخی از تصمیمات را به تنهایی بگیرن

در برخی دیگر از تصمیمات خانوادگی نظرشان را جویا می شوند. این گونه بچه ها متوجه می شوند پدر و مادر برای نظرشان احترام قائل اند. این حق انتخاب دادن است که بچه ها را مسولیت پذیر می کند زیرا مسئولیت تصمیمات خود را می پذیرند. والدین مقتدر، تمایل بیشتری برای بحث و گفتگو دارند و از مخالفت و چالش نمی ترسند. برخلاف والدین با سبک استبدادی، در ابراز علاقه و محبت عملکرد خوبی دارند و به علایق، نیازها و ویژگی های مرتبط با سن کودک خود آگاهند.

تربیت فرزند یک وظیفه سنگینی است که بر عهده پدر و مادر قرار داده شده است و برای اینکه بتوانیم از عهده ی این مسئولیت به خوبی بیرون بیایم نیازمند یادگیری چند نکات است.

۱. آگاه بودن نسبت به ظرفیت فرزند

برخی از افراد که آگاهی ندارند، کارهای را از فرزندشان انتظار دارند که در حد و توان او نیست. پدر و مادر با دانش می‌دانند که تربیت فرزند باید هماهنگ با توان و گنجایش کودک باشد و به صورت تدریجی و یواش یواش صورت گیرد.
اشتباه؛ نباید از دختر ۲ ساله خودتان همانند یک دختر ۱۰ ساله انتظار داشته باشید. در گام اول بدانیم که تربیت به صورت تدریجی حاصل می‌شود ثانیا؛ گنجایش و ظرفیت فرزند را هم در نظر بگیرید.

۲٫ محبت و عشق ورزیدن به فرزند

یکی از نیازهای ضروری انسان، بهره مندی از محبت دیگران است. فرزند هم نیاز به محبت والدین خودش دارد تا زمینه های عاطفی او رشد پیدا کند.
آدلر، روانشناس معروف می‌گوید: کودک از نخستین لحظه تولد می‌خواهد خود را به مادر بچسباند و هدف از جنب و جوش هایش همین است. مادر است که اولین تماس میان کودک و دیگران را برقرار می‌کند و در او میل به ارتباط با اشخاص دیگر را بوجود می‌آورد. (۱)
فرزندانی که در کودکی و جوانی از محبت والدین خود محروم باشند در بزرگسالی به مشکلات زیادی برخورد می‌کنند. پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمودند: کودکان را دوست بدارید و نسبت به آنها مهربان باشید. (۲)

توجه و با آوری: اگر مهربان و بامحبت باشی ذره ای ناراحتی تو باعث تنبیه کردن فرزندت از کار اشتباهش می شود چون همه ی وقت با اون مهربان و خنده رو بوده ای او طاقت نخندیدن تو را ندارد
اما اگر همیشه جیغ و داد کنی فرزندت به جیغ و داد تو عادت می کند و دیگر اخم تو هیچ تاثیری روی او نخواهد داشت. مجبور می شوید یک مرحله بالاتر بروید و دست به دامن کتک شوی تا نتیجه بگیرید
اما اگر عادت به کتک پیدا کردید دیگر هیچ کاری نمی توانید بکنید تا کودک تان را مطیع خود کنید، پس بهترین کار برای ارتباط با فرزندتان همان محبت کردن است.

این خبر پیشنهادی را هم ببینید!  حجاب و عفاف زنان

 ۳٫ احترام و تکریم

رفتار احترام آمیز والدین نقش موثری در تربیت و رشد فرزندان دارد؛ روانشناسان، بسیاری از رفتارهای منفی را ناشی از کمبود شخصیت در انسان می‌دانند و معتقدند این گونه رفتارها به طور طبیعی از کسانی سر می‌زند که از همان اوایل کودکی خویش عزت نفس را درک نکرده اند. (۳)
اگر کودک در محیطی رشد کند که همیشه شاهد بی احترامی و حریم ناشناسی اطرافیان باشد، برای اثبات شخصیت خود حالت تهاجمی و هتاکی نسبت به دیگران در پیش می‌گیرد. همچنین کوچک شمردن و احساس حقارت نیز باعث می‌شود کودکان کم حرف، گوشه گیر و مظلوم شوند و همین باعث می‌شود تا پایان عمر، زیر دست و حقیر زندگی کنند. (۴)
احترام گذاشتن به کودک سبب می‌شود در بزرگسالی دارای عزت نفس باشد و از اعتماد به نفس بالای هم برخوردار باشد.  پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید؛ فرزندان خود را احترام کنید و با آنان خوب معاشرت کنید. (۵)

۴٫ والدین با یکدیگر هماهنگ باشند در تربیت فرزند

والدین موفق، سعی می‌کنند با یکدیگر هماهنگ باشند و یک نظر واحدی را به فرزندشان ابلاغ کنند. می‌دانند که اگر نظر آنها با یکدیگر مختلف باشد، فرزند آنها دچار تعارض می‌شود.
اگر در تربیت بین والدین هماهنگی وجود نداشته باشد
مثلا مادر بگوید نمی توانی این کار را انجام بدهی، کودک به پدر پناه ببرد پدر بگوید اشکال نداره انجام بده،  چند اتفاق می افتد
_ اقتدار مادر از بین می رود و کودک دیگر به حرف مادر گوش نخواهد داد. چون مادر را یک فرد بی اهمیت می پندارد، یا اینکه پشتیبان قوی تری دارد.
_ کودک باج گیر بار می آید؛
_ کودک ارزش ها را یاد نخواهد گرفت، چون پدر یک چیز گفته مادر یک چیز دیگر.
والدین سعی داشته باشند با یکدیگر مشورت کنند و به یک تصمیم نهایی برسند و آن را به فرزند خودشان بگویند چون فرزند یاد می‌گیرد در بزرگسالی در کارها با همسرش مشورت کند و در کودکی مجبور نیست که حرف یک نفر را گوش کند بلکه به حرف هر دو گوش می‌دهد.

منبع:http://www.mrmz.ir و https://rasekhoon.net

۲۰ مرداد ۱۳۹۹ / توسط / در

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.